Chahar-Beyti · Four-Couplet

فواره

وحید ناظمی

چاره ای پیدا نکرد و تا ابد بی چاره شد

بی هدف آنکه درون زندگی آواره شد

چون ندارد نور پس در آسمان سیاره شد

در پشیمان گشتن از پرواز یک فواره شد

مهربانی بوسه و دلجویی و گهواره شد

خشم و کینه تیغ، خنجر، دشنه و قداره شد

با خیانت ریسمان اعتمادی پاره شد

خوب را لایق ندید و بد دلی بد کاره شد